این گروه بین سال های ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ هر سال یه جایی (گویا رامسر) اردو می زدند و آهنگ هایی رو اجرا می کردند

این گروه متشکل از منتخبی از دختران دبیرستانی بوده که توی گروه های سرود منطقه ای فعالیت می کردند و به این گروه دعوت می شدند.

وقتی این آهنگ ها رو گوش میدی دلت پر میکشه به اون سال هایی که هیچ وقت ندیدی و فقط از دیگران در موردش شنیدی. از شور و شوقی که تو صداشون هست، نغمه ای فراتر از چیزی که می خونند رو میشه حس کرد.
اگه این افراد الان در قید حیات باشند، احتمالا باید ۵۰ تا ۶۰ سال سن داشته باشند. نمی دونم چه تعدادی شون فوت کردند، چه تعدادی شون تو خانه سالمندان اند، چه تعدادی شون از زندگی که دارند راضی هستند، اما اینو می دونم که خیلی دلم می خواد ببینمشون، فقط برای اینکه چند دقیقه پای صحبت ها و خاطرات گرمشون بنشینم

از برت دامن کشان، رفتم ای نامهربــــــــــــــان!
از من آزرده دل، کی دگر بینی نشـــان؟
رفتم که رفتم! رفتم که رفتــم!
از من دیوانه بگذر! بگذر ای جانـــــــــانه بگــذر!
هر چه بودی، هر چه بودم بی خبــــــــر،
رفتم که رفتم! رفتم که رفتـم!
شمع بزم دیگران شو، جام دست این و آن شو
هر چه بودی، هر چه بودم بی خبر رفتم که رفتم! رفتم که رفتـم!
بعد از این بعد از این کن فراموشم که رفتم
دیگر از دست تو می نمی نوشم که رفتم
با دل زود آشنا گشتم از نامت رها
بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم
بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم !
شمع بزم دیگران شو، جام دست این و آن شو
هر چه بودی، هر چه بودم بی خبر رفتم که رفتم! رفتم که رفتـم!
بعد از این بعد از این کن فراموشم که رفتم
دیگر از دست تو می نمی نوشم که رفتم
با دل زود آشنا گشتم از نامت رها
بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم
بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم
این ترانه خاطره انگیزه را اینجا گوش کنید

