|
گندمزار (مطالب و تصاویر جالب ،كتاب و...) این وبلاگ کشکولی از مطالب گوناگون است که در موضوعات وبلاگ معرفی شده است
| ||
طنز حافظ – قرن ۲۱اینم از شوخی با بزرگ مرد ادب ایران و جهان . امیدوارم که دوستان شیرازی به دل نگیرند این فقط و فقط یک شوخیه … نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس …
دیدم به خواب، حافط توی صف اتوبوس گفتم: سلام حافظ، گفتا: علیک جانم گفتم: کجا روی؟ گفت: والله خود ندانم گفتم: بگیر فالی گفتا: نمانده حالی ادامه در ادامه مطلب گفتم: چگونه ای؟ گفت: در بند بی خیالی گفتم: که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟ گفتا که: میسرایم شعر سپید، باری گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا شد گفتم: رقیب، گفتا: او نیز کله پا شد گفتم: کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟ گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایی گفتم: بگو، ز خالش، آن خال آتش افروز؟ گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز گفتم: بگو، ز مویش گفتا که مش نموده گفتم: بگو، ز یارش گفتا ولش نموده گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده مجنون؟ گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟ گفتا: خریده قسطی تلویزیون به جایش ………. گفتم: بگو، ز ساقی حالا شده چه کاره؟ گفتا: شدست منشی در دفتر اداره گفتم: بگو، ز زاهد آن رهنمای منزل گفتا: که دست خود را بردار از سر دل گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادی گفتا: پژو، دوو، بنز یا گلف نوک مدادی گفتم: که قاصدک کو آن باد صبح شرقی؟ گفتا: که جای خود را داده به فاکس برقی گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره گفتا: به جای هدهد، دیش است و ماهواره گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟ گفتا: به پست داده، آورد یا نیاورد؟ …….. گفتم: بگو، ز مشک آهوی دشت زنگی گفتا: که ادکلن شد در شیشههای رنگی گفتم: سراغ داری میخانه ای حسابی؟ گفتا: آنچه بود هم گشته چلوکبابی گفتم: بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان گفتا: نمیهراسی از چوب پاسبانان؟ گفتم: شراب نابی تو دست و پا نداری؟ گفتا: که جاش دارم وافور با نگاری گفتم: بلند بوده موی تو آن زمانها گفتا: به حبس بودم از ته زدند آنها گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتی؟ گفتا: ندیده بودمهالو به این خرفتی! سید محمدرضا عالی پیام
موضوعات مرتبط: پیامک و سوتی های جالب [ پنجشنبه پنجم آبان ۱۳۹۰ ] [ 7:38 ] [ اکبری ]
|
||