گندمزار (مطالب و تصاویر جالب ،كتاب و...)
این وبلاگ کشکولی از مطالب گوناگون است که در موضوعات وبلاگ معرفی شده است 
قالب وبلاگ

فروش برنج آلوده جنوب تهران به نام برنج شمال

برنج تهرانکنار

آبیاری مزارع کاشت برنج جنوب تهران با پساب آب فاضلاب

 

 

ادامه تولید محصولات کشاورزی با آب فاضلاب در شهرری و ورامین

فروش برنج آلوده جنوب تهران به نام برنج شمال

بحث آبیاری زمین‌های کشاورزی جنوب تهران را باید فاجعه‌ای برای شهروندان دانست چراکه محصولاتی که در این مزارع تولید شده است حاوی فلزات سنگین، برخی مواد شیمیایی ناشی از شوینده‌ها و پساب‌های صنعتی است. «ما فقط در این زمین‌ها کار می‌کنیم برید از صاحب زمین سوالاتتان را بپرسید.» جوابی که کارگران مشغول در زمین‌های کشاورزی منطقه قلعه‌نو واقع در جنوب شهرری می‌دهند همین است، کوتاه و خلاصه. ترجیح می‌دهند در برابر سوالات یک غریبه سکوت کنند.

جام جم سرا: سوال اصلی این است «چرا وزارت جهاد کشاورزی که خبر از جشن پاکی مزارع جنوب تهران در آینده‌ای نزدیک می‌دهد، تاکنون نتوانسته است کنترل بر آبیاری این مزارع را دردست گیرد؟»

سبزیجات آلوده در سفره تهرانی‌ها

«آمار مربوط به میزان تولید در این منطقه به دلیل حساسیت موضوع در اختیار معاونت زراعت نیست با سازمان جهاد کشاورزی استان تهران تماس بگیرید.» پاسخ معاونت زراعت درخصوص میزان تولید در منطقه شهرری و ورامین همین دو جمله است، سازمانی که زیر نظر وزارت جهاد کشاورزی، آمار تمامی تولیدات کشاورزی حتی در دور‌ترین نقطه ایران را در اختیار دارد به غیر از منطقه جنوب تهران.



بخش عظیمی از نیاز مردم به سبزیجات شهر تهران در این منطقه تولید می‌شود سبزیجاتی که پس از مطرح شدن دوباره آلوده بودن مزارع دیگر مشتری سابق خود را ندارد. ذکریا یکی از کارگرانی است که در زمین کشاورزی که در آن سبزیجات کشت می‌شود در جاده ورامین مشغول به کار است، ابتدا از جواب دادن طفره می‌رود؛ اما بالاخره با اصرار پاسخ می‌دهد: «تولید امسال سبزیجات خوب بوده است البته چون این زمین‌ها با فاضلاب آبیاری می‌شود باعث شده است که هم شکل محصولات و هم تولید خوب باشد؛ اما این محصولات در بهار و تابستان فروش خوبی نداشته است.

به نقل از ایلنا طبق آمار رسمی در نزدیک به ۵۰‌درصد از این مزارع برنج کشت می‌شود برنجی که طبق گفته کشاورزان پس از برداشت به شالی کوبی‌های فعال در شمال کشور فرستاده می‌شود.

رئیس اتحادیه بنکداران ارسال برنج به شمال کشور را تأیید کرده و می‌گوید: «برنج‌های کاشت جنوب تهران به شالی‌کوبی‌های شمال ارسال می‌شوند، کلیه برنج‌های تهران از برنج‌های شمال کشور (مازندران، گلستان و گیلان) تأمین می‌شود و برنج تهران ابتدا به شمال ارسال شده و به شالی‌کوبی‌های آن‌جا فرستاده می‌شود زیرا در تهران شالی‌کوبی نداریم و سپس مجددا به «تهران» ارسال می‌شود.»

محمدآقا طاهر، به نکته‌ای جالب اشاره می‌کند: در چند ‌سال گذشته برنج‌های تهران در نمایشگاه مصلی تهران با نرخ برنج شمال یعنی ۶هزارو ۸۰۰ تومان عرضه می‌شد.

مرغوبیت ظاهری این محصولات

دشت ورامین بیشترین آمار مصرف آب فاضلاب را دارد، روستای فیروزآباد در منطقه قلعه‌نو نیز از نقاطی است که تماما توسط فاضلاب آبیاری می‌شود.

به گزارش جام جم سرا، یکی از ساکنان روستای فیروزآباد که مغازه‌دار است در این رابطه می‌گوید: دولت موفق شده است بخش‌هایی از مزارع جنوب تهران را از آبیاری ناسالم برهاند؛ اما نقاط کلیدی هنوز با فاضلاب آبیاری می‌شود. روستای فیروزآباد از نقاطی است که زور دولت به آن نرسیده است. زمین‌های این منطقه متعلق به چند فرد خاص است که کشاورزان به قیمت‌هایی بالا از صاحبان آن اجاره کرده‌اند و در بخش عظیمی از مزارع آن برنج کشت می‌شود. به‌عنوان مثال اگر بلال این منطقه را با بلال منطقه‌ای که با آب قنات آبیاری می‌شود مقایسه کنید متوجه می‌شوید که بلال‌های این منطقه از لحاظ شکل ظاهری درشت‌تر و مرغوب‌تر است، شاید به همین خاطر است که کشاورزان ترجیح می‌دهند از این روش آبیاری استفاده کنند.


«به‌طور متوسط آب‌بهایی که در طول یک‌سال توسط کشاورز برای استفاده از آب چاه برای سه هکتار پرداخت می‌شود ۳میلیون و ۵۰۰‌هزار تومان است؛ اما کشاورز برای استفاده از آب فاضلاب در همین مقدار زمین نهایتا یک‌میلیون تومان پرداخت می‌کند. این را تنها کشاورزان منطقه قلعه‌نو نمی‌گویند بلکه کشاورزان مجاور این منطقه نیز آن را تأیید می‌کنند.» (شهروند)

 

********************************************

 

شالیزارهای جنوب پایتخت بوی فاضلاب می‌دهد

برنج تهرانکنار کیلویی چند؟

 

شالیزارهای جنوب تهران با آن برنج فرد اعلایش که با فاضلاب و چاه‌های غیرمجاز آبیاری می‌شود، یکباره از زمین‌های کویری با کوره‌های آجرپزی زمان آباد پرت‌تان می‌کند به حوالی رشت و انزلی. ترانه‌های شمالی و حال و هوای شالیزارهای گیلان و مازندران را فراموش کنید، با ما همراه شوید تا باهم سری بزنیم به جنوب تهران؛ اشرف آباد، محمودآباد و زمان‌آباد شهرری.

به گزارش اقتصادآنلاین ، ایران نوشت : در نقش خریدار زمین کشاورزی به اسلام آباد(اشرف آباد سابق) می‌روم تا با اهالی محل و بنگاه‌های معاملات ملکی صحبت کنم. گاراژ ابتدای خیابان شهید رستگار، پر از ماشین‌های اسقاط شده است و مرغ و خروس‌هایی که لا به لای ماشین‌ها دنبال دانه می‌گردند. چند مرد هم در سایه یک ماشین نشسته‌اند. علی با لباس‌های سرتا پا خاکی جلو می‌آید. از او آدرس زمین‌های برنجکاری شده را می‌پرسم اما به جای آدرس دادن می‌پرسد: «برای زمین خریدن آمده‌ای؟» و بعد با دست آدرسی فرضی از زمین‌های برنجکاری شده را در هوا ترسیم می‌کند و شروع می‌کند به گفتن افسانه‌هایی درباره شالیزارهای این منطقه: «برنج می‌دهد این هوا. برنج شمال؟ هه هه هه برنج اینجا را ندیده‌ای که. اصلاً عجیب و غریب است!» مرد دیگری هم از پشت ماشین‌ها بیرون می‌آید. زیرپوش حلقه‌ای مشکی به تن دارد، نزار و لاغر. می‌گوید: «چند متر زمین می‌خوای؟ من خودم کلی زمین سراغ دارم؟ 500 متر هزار متر. نزدیک محل، دور از محل. همه جوره هست. توی همه هم برنج می‌کاریم.» دوتایی شروع می‌کنند به تعریف از برنج این منطقه و درهم و برهم آدرس می‌دهند.

وارد محل می‌شوم. خانه‌ها آجری و کوتاه هستند. گرمای ظهر تابستان خیابان‌ها را خلوت کرده و گوشه‌های پیاده‌رو آدم‌های مچاله نشسته‌اند. نخستین بنگاهی را که می‌بینم داخل می‌روم. پیرمردی با جثه کوچک و خالکوبی روی دست، روی صندلی نشسته و مرد میانسالی پشت میز مدیریت. خودم را خریدار زمین برنجکاری معرفی می‌کنم. طاهری که پشت میز نشسته، می‌گوید: «زمین با قواره‌های مختلف اینجا هست ولی یک گزینه دارم 2 هکتاری، تویش برنج می‌کارند. روزی یک ساعت و نیم حقابه دارد. برای برنج هم یک چاه دارد که شبانه روز زمین را سیراب می‌کند. بالاخره شالیزار غرقابی آب می‌خواهد. متری 15 تومان.» پیرمرد با صدایی خفه می‌گوید: «امسال اینجا اکثر زمین‌ها برنجکاری شده. همه هم یک چاه توی زمین خودشان دارند.»

خبرهای کمبود آب و کمبود منابع زیرزمینی هنوز به زمان آباد و اشرف آباد نرسیده. آنها تا همین چند وقت پیش توی زمین‌های‌شان بلال می‌کاشتند کیلویی 2 هزار و 500 تومان و حالا برنج می‌کارند کیلویی 13 هزار. خب کدام بهتر است؟

مهدی نبش میدان امام حسین بنگاه دارد. او ما را به سمت جاده‌های خاکی پشت اشرف آباد می‌برد تا زمین‌های برنجکاری را نشان‌مان دهد. توی راه از قیمت‌های زمین می‌گوید. او از کاشت برنج در این منطقه اطلاعات جالبی دارد: «نخستین بار 5 یا 6 سال پیش یک نفر به سرش زد که توی این زمین‌ها برنج بکارد. 4 هکتار را زیر کشت برد و محصول واقعاً خوبی گرفت. سال بعد همه زمین‌ها پر از برنج شد. محلی‌ها که دیدند واقعاً برنج، خوب عمل می‌آید همه وارد کار شدند و برنج کاشتند تا تقریباً دو سال پیش که دیگر اجازه کاشت برنج را به کسی ندادند. اما امسال دوباره خیلی‌ها برنج کاشتند. زمین‌دارها می‌گویند از بالا اجازه دادند که امسال برنج بکاریم!»

واقعا چه کسی به مردم اجازه داده که در این منطقه از تهران برنج بکارند؟ برنجی که برای به عمل آمدنش باید تمام مدت زمین غرق آب باشد. مهدی می‌گوید: «تقریباً هر کسی وارد کار کاشت برنج در این منطقه شد، بارش را بست. ماشاءالله همه الان یک ماشین شاسی بلند زیر پایشان گذاشته‌اند و رفته‌اند بالای شهر.» کمی از نوع سؤال‌هایم مشکوک شده و با اینکه چند بار لا به لای حرف‌هایش از زمین‌های بزرگ حرف می‌زند، ترجیح می‌دهد ما را با خود آنجا نبرد. ولی آدرس می‌دهد که از خیابان شهدا برویم به سمت جاده قرچک ورامین. قرچک و ورامین یا رشت  و انزلی؟

در راه رسیدن به اتوبان زمین‌های پراکنده برنج را می‌شود میان زمین‌های زراعتی بلال دید. پیرمردی از راه باریک گلی به سمت جاده می‌آید. از خورجین و شلوار پاچه گلی‌اش می‌شود فهمید که از سر کار روی زمین برمی‌گردد. پیرمرد خانه‌اش توی همین محل است. کارگر زمین برنجکاری است که چند زمین آنطرف‌تر قرار دارد. سر حرف را با او باز می‌کنم. اسمش محمد است و سال‌هاست روی زمین مردم کار می‌کند: «این چند سال که زمین‌ها کمتر کار داشت، توی باغ کار می‌کردم اما صاحب باغ گفت بیا برو روی زمین. امسال برنج کاشتیم و کار زیاد شده.» از سود کار و قیمت برنج و زمین می‌رسیم به اینکه چه شد امسال بعد از چند سال ممنوعیت، دوباره همه به فکر کاشت برنج افتادند؟ می‌گوید: «راستش را بخواهی، امسال هرکس برنج نکاشته پشیمان است. اول یکسری آمدند گفتند امسال گیر نمی‌دهند و بکاریم. چند نفر هم شروع کردند و بقیه هم کاشتند ولی یک عده ترسیدند و نکاشتند. حالا هم پشیمان شده‌اند. واقعاً نمی‌دانم چه شد که امسال گیر ندادند. پسرم می‌گوید شاید برای انتخابات سرشان شلوغ بوده!»

جاده قرچک ورامین چیزی کم از کمربندی‌ فریدونکنار به بابلسر ندارد. دو طرف خیابان پر از شالیزار است. زمین‌های پای کوه‌های خشکی که غرق آبند و نشا‌های برنج زیر آفتاب. کنار جاده پیاده می‌شوم تا از نزدیک شاهد این تعارض عجیب و غریب مکانی باشم. نشاء برنج در بیابان‌های جنوب تهران! کمی نزدیک‌تر که می‌شوم، چیزی شبیه گندآب یا فاضلاب به جای آبی که در زمین رها کرده‌اند، دماغم را پر می‌کند. زیر نشاء، سیاه و لجن بسته است. زمین پشت زمین. پیاده می‌شوم و نگاه می‌کنم. تقریباً بیشتر زمین‌ها همین وضعیت را دارند. لجنی سیاه پای برنج‌های سبز. بعضی هم شبیه مردابی شده که رویش پر از جلبک است. اما بعضی سیرآب و تمیزترند. خیابان را دور می‌زنیم تا ببینیم واقعاً چه خبر است.

مردی گوشه اتوبان با بیل مشغول باز کردن راه آب است. کارگر افغان با کلاه حصیری راه فاضلاب را باز می‌کند. پشتش تا چشم کار می‌کند زمین برنجکاری شده است و آب کثیف و لجن بسته از راه آب وارد زمین‌ها می‌شود. خودش می‌گوید «آب جوب» است. یعنی همان فاضلاب. از او می‌پرسم چاه ندارید؟ می‌گوید: «نه چاه نداریم. اجازه چاه زدن نداریم. از همین آب استفاده می‌کنیم.» همین‌طور که جلبک و کف روی آب از جلوی چشمانمان وارد راه آب می‌شود، تأکید می‌کند که «آب تمیزی است» انگار به عمرم آب تمیز ندیده‌ام. با خودم می‌گویم، عجب سودی دارد و عجب وسوسه برانگیز است این شالیکاری که خیلی‌ها حاضرند بدون آب هم برنج بکارند! آب نبود هم نبود، فاضلاب که هست.در راه بازگشت انگار که از فریدونکنار یا رشت برگشته باشم، دوباره به شالیزارهای جنوب تهران فکر می‌کنم و بی‌اختیار خنده‌ام می‌گیرد. کشت برنج در تهران؛ این هم از نوبرانه‌های مدیریت شهری است. نشنیده بودم فاضلاب برای برنج این همه خوب باشد. به حرف‌های علی فکر می‌کنم که می‌گفت برنج می‌دهد این هوا. برنج شمال؟ هه هه هه برنج اینجا را ندیده‌ای که. اصلاً عجیب و غریب است.

 

 

 


موضوعات مرتبط: خبر  و مطالب روز، اجتماعی، بهداشت و تغذیه
[ یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 12:8 ] [ اکبری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام و درود بر دوستان عزيز

در اين وبلاگ سعي شده است مطالب و تصاوير جالب و... درج شود
حتما مطالب جالب ديگر را در آرشيو ماهانه يا عناوين وبلاگ مشاهده فرماييد
اميدوارم مورد پسند واقع شود

من را از نظرات و راهنمايي هايتان بي بهره نكنيد

خوشحال ميشوم كه از مطالب خوب شما هم در وبلاگ استفاده كنم
ایمیلم:
z.bahar@yahoo.com
با سپاس

ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿

..:: بسم الله الرحمن الرحيم ::..

"وَ إِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّاسَمِعُوا الذِّكْرَ

وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ

إِلَّاذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ"

ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ

في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً

وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ

أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿

♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحيمْ♥


اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ

لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ

لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ

مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ

یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ

وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء

وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ

وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ*

لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ

قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ

فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ

فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ

لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *

اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ

یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ

وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ

یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ

أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ*

ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿


*******************

خداوندا دوستانی دارم که روزگار ، فرصت دیدارشان را کمتر نصیبم میگرداند ، اما تو خود میدانی که یادشان در دلم جاوید است ، دوستانی که رسمشان معرفت ، کردارشان جلای روی و یادشان صفای دل است ، پس آنگاه که دست نیاز سوی تو بر می آورند ، پر کن دستشان را از آنچه که در مرام خدایی توست


*********************


يک نفر از حرص دنيا در تب است
يک نفر فکر غذاي امشب است
يک نفر از گشنگي نان مي مکد
يک نفر خون يتيمان مي مکد
يک نفر همواره راهش کج کند
يک نفر همواره راه حج کند
عده اي از رفتن خود شاکي اند
عده اي در مردي خود باقي اند
عده اي فکر گناه بعدي اند
عده اي در انتظار مهدي اند


امکانات وب