|
گندمزار (مطالب و تصاویر جالب ،كتاب و...) این وبلاگ کشکولی از مطالب گوناگون است که در موضوعات وبلاگ معرفی شده است
| ||
|
شعر خواهر
دریا شده است خواهر و من هم برادرش شاعرتر از همیشه نشستم برابرش خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم تا با شما قشنگ شود نیمِ دیگرش خواهر! زمان زمانِ برادرکُشی است باز شاید به گوش ها نرسد بیتِ آخرش می خواهم اعتراف کنم: هر غزل که ما با هم سروده ایم، جهان کرده از بَرَش با خود مرا بِبَر که نپوسد در این سکون شعری که دوست داشتی از خود رهاترش دریا سکوت کرده و من حرف می زنم حس می کنم که راه نبردم به باورش دریا! منم، همو که به تعداد موج هات با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش هم او که دل زده است به اعماق و کوسه ها خون می خورند از رگِ در خون شناورش خواهر! برادر تو کم از ماهیان که نیست خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش دریا سکوت کرده و من بُغض کرده ام بُغض برادرانه ای از قهر خواهرش *********************************
فرشته ای پاک ، چشمانی معصوم قلبی پراز تپش ، عشقی پر از جنون صدایی آرام ، چهره دلگشا لبخندی از مهر ، مهری دلنوار ساده یه ساده ، پاک و بی آلایش مهربان و آرام ، بدون آرایش دو بال پرواز، پرواز در اوج همیشه منتظر در رسیدن به اوج دعای خیرش بدرقه راه چشمان منتظر، منتظر ما خودش همیشه سبز، عشقش چون سهراب آبی همیشه صفا دارد ، این خواهر رویایی خواهر خوبم ، همیشه محجوبم دوستت دارم و می دانم تویی همیشه محبوبمشعر از مهسا دولت یاری ![]()
دل پر درد خواهر درد دارد در آن شبها که خاطر رنج بودی چه میدانی که خواهر را چه بودی که او هرشب برایت غصه خورده چه شبهایی که از دردت نمرده که دردت را به من میگفت و میگفت: کمک می خواهد او با اشک می گفت همیشه صحبت تو در میان بود همیشه عشق تو در باورش بود تو بیداری؟تو میبینی خموش است؟ تو میدانی چه بغضی در گلوش است؟ ولی حالا تویی و خواهر تو همانی که برایت مرده بی تو مگر دردش برای که گران است که مظلوم است و آزارش روان است نمیدانم تمسخر می کنی تو و یا طعنه به شعرم می زنی تو منو تو هردو مسئولیم اینجا برای هرکه بود و هست اینجا برای هم پدر مادر برادر برای خواهر اما جور دیگر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
موضوعات مرتبط: اشعار زیبا [ دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 21:38 ] [ اکبری ]
|
||