گندمزار (مطالب و تصاویر جالب ،كتاب و...)
این وبلاگ کشکولی از مطالب گوناگون است که در موضوعات وبلاگ معرفی شده است 
قالب وبلاگ
چه بر سر قاتلان اباعبدلله الحسین (ع) آمد

تعداد لشکریان دشمنان حسین(ع) چند نفر بوده است ؟ + جدول

آمار77شهیدی که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به کوفه رهسپار شدند

(برام سواله چرا شهدای کربلا 72تن ذکر می شود؟)

لعن نمودن قاتلان امام حسین(ع) توسط پیامبران


http://tafrihy.com/wp-content/uploads/2013/11/%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9.jpghttp://www.rahberey.com/PhotoNews/%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF%20%D9%84%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%20%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%86%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DA%86%D9%86%D8%AF%20%D9%86%D9%81%D8%B1%20%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA.jpg


با استناد به دانشنامه 14 جلدی امام حسین(ع)، فهرستی از اصلی‌ترین دشمنان کاروان حسینی(ع) و چگونگی مرگ آنان تهیه شده است که در جدول زیر ارائه می‌شود:

 

نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
شمر بن ذی‌الجوشن نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس نقش‌آفرین و فراهم کننده وادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
عبید الله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد 
یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع)  مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع)  ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید
محمد بن اشعث هتک حرمت امام حسین(ع) توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد 
عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت  
شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند
ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد
شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد  مختار او را با آتش سوزاند
عمروبن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد
بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید


آمارشهدایى که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به کوفه رهسپار شدند


قبیله  تعداد سرها
بنى‌کنده «رییس: قیس بن اشعث»  13
هوازن «رییس: شمر» 12
بنى‌تمیم 17
بنی‌اسد 16
مذحج 6
افراد متفرقه از قبایل دیگر 13
مجموع 77
 



تعداد لشکریان دشمنان حسین(ع) چند نفر بوده است ؟ + جدول


نوبت تعداد
اول  22 هزار نفر
  عمر بن سعد 6 هزار نفر
  سنان 4 هزار نفر
  عروة بن‌قیس 4 هزار نفر
  شمر 4 هزار نفر
  شبث بن ربعى 4 هزار نفر
دوم 11 هزار نفر
  یزید بن ‌رکاب کلبى 2 هزار نفر
  حصین بن نمیر 4 هزار نفر
  مازنی 3 هزار نفر
  نصر مازنى 2 هزار نفر
مجموع ==========> 33 هزار نفر



لعن نمودن قاتلان امام حسین(ع) توسط پیامبران

همه بر کشتی سوار شدند و کشتی بر امواج پرتلاطم آب سرگردان شد که ناگهان از حرکت ایستاد. نوح علیه السلام مضطرب با خود می گفت خدایا! چه شده است چرا کشتی حرکت نمی کند؟ ناگهان ندا آمد ای نبی…! این جا سرزمینی است که فرزند زاده خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و پسر اشرف اولیاء در آنجا کشته می شود.

هنگامی که حضرت آدم علیه السلام به زمین فرستاده شد بین او و همسرش «حوا» جدایی افتاد و او برای یافتن همسرش به راه افتاد، در بین راه گزارش به کربلا افتاد پس بی اختیار اشک از چشمانش جاری شد و ابری ازغم سرتاسر هوای دلش را تسخیر کرد. سر به آسمان بلند کرده و عرض کرد: خدایا! آیا دیگر بار من دچار معصیتی شده ام که، این حال به من دست داده است؟


خطاب رسید: ای آدم گناهی از تو سر نزده است بلکه در این سرزمین فرزند تو حسین علیه السلام را با ظلم و ستم به قتل می رسانند.


عرض کرد: خدایا حسین کیست؟ آیا از پیامبران است؟ ندا آمد، نه پیامبر نیست ولی فرزند پیامبر آخرالزمان محمد بن عبدالله است.


عرض کرد: خدایا! قاتل او کیست؟ خطاب آمد نامش یزید است که معلون آسمان ها و زمین است.


در این هنگام به جبرئیل رو نمود و گفت: درباره قاتل حسین علیه السلام چه باید کرد؟ جبرئیل گفت: باید او را لعن نمود. و آدم علیه السلام چهار بار یزید را لعن نمود و راه خود را گرفت از سرزمین کربلا خارج شد.


کشتی نوح در کربلا


عجله کنید: همه سوار بر کشتی شوید. کودکان را فراموش نکنید، عذاب خداوند نازل شده است. آری این کلامی بود که حضرت نوح علیه السلام به قوم خود می گفت: از آسمان و زمین آب فوران می زد. باد شدیدی وحشت و اضطراب مردم را دو چندان کرده است.


همه بر کشتی سوار شدند و کشتی بر امواج پرتلاطم آب سرگردان شد مدتی در راه بود که ناگهان از حرکت ایستاد. نوح علیه السلام مضطرب و نگران با خود می گفت خدایا! چه شده است چرا کشتی حرکت نمی کند؟


ناگهان ندا آمد ای نبی…! این جا سرزمینی است که فرزند زاده خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و پسر اشرف اولیاء در آنجا کشته می شود. نوح پرسید: قاتل او کیست؟ ندا آمد: قاتل او ملعون آسمان ها و زمین است. نوح علیه السلام چهار بار قاتلان آن حضرت را لعن کرد تا سرانجام کشتی به راه افتاد و از غرق شدن نجات پیدا کرد.


عبور حضرت ابراهیم از قتلگاه


به سرزمین کربلا رسید آرام آرام مرکبش عبور می کند، ناگهان به گودال قتلگاه رسید و اسب او را به زمین زد.


ابراهیم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض کرد: خدایا از من چه خطایی سر زده است که این گونه به این بلا دچار شده ام؟ جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای ابراهیم از تو گناهی سر نزده است؛ در این سرزمین فرزند آخرین فرستاده خدا محمد بن عبدالله را به قتل می رسانند. ابراهیم پرسید: قاتل او کیست؟ جبرئیل گفت: قاتل او ملعون آسمان ها و زمین است که قلم بر لوح اعظم، لعن او را نگاشته است.


در این هنگام ابراهیم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت لعن و نفرین نمود.


حضرت اسماعیل و کربلا


نمی دانم چه خبر شده است؟ چرا گوسفندان از شط فرات آب نمی آشامند. این خبری بودکه شبان اسماعیل علیه السلام برایش آورد. گفت علتش معلوم نیست کان گوسفندان هرگز به آن احتیاج ندارند. مگر می شود؟


اسماعیل علیه السلام به درگاه خداوند رو آورد و علت جریان را جویا شد. خطاب رسید ای اسماعیل! از گوسفندان علت ماجرا را بپرس، از جا برخاست و از گوسفندان پرسید چرا آب نمی آشامند؟


گوسفندان با زبان فصیح گفتند: به ما خبر رسیده که در این مکان حسین فرزند آخرین پیامبر خدا با لب تشنه به شهادت می رسد.


اسماعیل پرسید: قاتل او کیست؟ گفتند او ملعون آسمان ها و زمین است در این هنگام اسماعیل گفت: اللهم العن قاتل الحسین.


باد و سلیمان علیه السلام


سلیمان بر بساط خود سوار بود و در آسمان در حرکت، ناگهان باد به جنب و جوش افتاد و بساط سلیمان را کنترل در آمد.


سلیمان علیه السلام تعجب کرد و وحشت و اضطرابی عجیب او را فرا گرفت پرسید: چه شده است؟ باد جواب داد: ما به قتلگاه حسین علیه السلام رسیدیم. سلیمان پرسید: حسین علیه السلام کیست؟ باد گفت: او فرزند علی بن ابی طالب و دختر خاتم الانبیاء محمد مصطفی است و در این سرزمین به دست قومی جفاکار به قتل می رسد.


سلیمان پرسید: نام قاتلش کیست؟ جواب داد او ملعون زمین و آسمان ها است در این هنگام سلیمان دست برداشت و یزید را لعن نمود، باد به خودش آمد و بساط سلیمان را برداشت و از زمین کربلا دور نمود.


موسی و کربلا


موسی علیه السلام با یوشع بن نون در راهند. ناگهان نعلین موسی پاره می شود و خاری در پایش فرو می رود. و خون جاری می شود. رو به آسمان می گوید: خدایا! مگر از من گناهی سر زده است که به چنین کیفری در دنیا مبتلا می شوم؟


خطاب می رسد: ای موسی نام این سرزمین کربلاست و در همین سرزمین است که خون حسین علیه السلام ریخته می شود و به دست قومی جفاکار به قتل می رسد. خون تو به موافقت خون او ریخته شد.


موسی گفت: خدایا حسین کیست؟ خطاب آمد: او فرزند محمد مصطفی آخرین فرستاده من است، عرض کرد قاتل او کیست؟ فرمود کسی است که ماهیان دریا و وحشیان صحرا و پرندگان هوا نیز او را لعن می کنند.


موسی علیه السلام رو به آسمان، سرش را بلند کرد و قاتلین حسین علیه السلام را لعن و نفرین نمود و با یوشع از زمین کربلا گذشت.


عیسی علیه السلام و کربلا


ناگهان صدای غرش شیری همه را به خود آورد! آن شیر راه را بر عابران بسته است. بیایید جریان را با عیسی علیه السلام در میان بگذاریم تا او چاره ای بیندیشد.


عیسی علیه السلام که در جمع حواریون بود و از سرزمین کربلا می گذشت، پس از شنیدن خبر و واقع شدن شیری بر سر راه، جلو آمد و رو به شیر نمود و گفت: چرا در این راه شنسته ای و مانع رفت و آمد عابران هستی؟!


حیوان به زبان آمد و گفت: یا نبی الله! من نمی گذارم از اینجا بگذری. مگر آنکه بر یزید قاتل حسین لعن کنی.


عیسی علیه السلام پرسید: قاتل او کیست؟ عرض کرد: ملعون چرندگان و پرندگان و درندگان بیابان هاست، مخصوصا در ایام عاشورا.


عیسی علیه السلام همراه با حواریون دست به آسمان بلند کرد و یزید و قاتلان امام حسین علیه السلام را لعن نمود. آن گاه شیر از سر راه کنار رفت و آنها از آن سرزمین گذشتند.


پیشگویی امیرالمومنین علی علیه السلام درباره کربلا


علی علیه السلام هنگام رفتن به صفین در سال ۳۶ قمری، از سرزمین کربلا گذر می کرد، ایستاد و از نام آن پرسید و چون از نام آن خبر دادند فرمود: همین جاست محل کاروان آنان و همین نقطه جای ریختن خونشان است. پرسیدند: از چه می گویی؟ پاسخ گفت: از بلای دشواری که بر آل محمد صلی الله علیه و آله در اینجا فرود آید



به گزارش نکته نیوز به نقل از مشرق :این مقاله  در هشت بخش به معرفی دشمنان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) خواهد پرداخت. هر بخش، شامل زندگی‌نامه هشت تن از دشمنان سالار شهیدان و سرنوشت شوم آنهاست.


موضوعات مرتبط: تاريخي و مشاهیر، مذهبي
[ جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ ] [ 23:40 ] [ اکبری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام و درود بر دوستان عزيز

در اين وبلاگ سعي شده است مطالب و تصاوير جالب و... درج شود
حتما مطالب جالب ديگر را در آرشيو ماهانه يا عناوين وبلاگ مشاهده فرماييد
اميدوارم مورد پسند واقع شود

من را از نظرات و راهنمايي هايتان بي بهره نكنيد

خوشحال ميشوم كه از مطالب خوب شما هم در وبلاگ استفاده كنم
ایمیلم:
z.bahar@yahoo.com
با سپاس

ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿

..:: بسم الله الرحمن الرحيم ::..

"وَ إِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّاسَمِعُوا الذِّكْرَ

وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ

إِلَّاذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ"

ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ

في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً

وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ

أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿

♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحيمْ♥


اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ

لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ

لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ

مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ

یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ

وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء

وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ

وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ*

لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ

قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ

فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ

فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ

لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *

اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ

یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ

وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ

یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ

أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ*

ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿


*******************

خداوندا دوستانی دارم که روزگار ، فرصت دیدارشان را کمتر نصیبم میگرداند ، اما تو خود میدانی که یادشان در دلم جاوید است ، دوستانی که رسمشان معرفت ، کردارشان جلای روی و یادشان صفای دل است ، پس آنگاه که دست نیاز سوی تو بر می آورند ، پر کن دستشان را از آنچه که در مرام خدایی توست


*********************


يک نفر از حرص دنيا در تب است
يک نفر فکر غذاي امشب است
يک نفر از گشنگي نان مي مکد
يک نفر خون يتيمان مي مکد
يک نفر همواره راهش کج کند
يک نفر همواره راه حج کند
عده اي از رفتن خود شاکي اند
عده اي در مردي خود باقي اند
عده اي فکر گناه بعدي اند
عده اي در انتظار مهدي اند


امکانات وب