وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم
كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم
مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم
چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم
چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم
بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم
ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم
نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم
جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي
چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم
به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون
گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم
وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم
ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟
ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد
به گوش کمتر کسی رسیده

مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج
می گذارند . دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار
شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته
و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد .
دوستان نزدیک اوستا که از این جریان
باخبر می شوند ، به هر نحوی که اوستا متوجه
خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی
ارتباط با نامزدش تغییر دهند.
ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی
و قول خود نمی شود . تا اینکه یک روز مهرداد اوستا
به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که
هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص
دربار می بیند...
مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده
و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود.
سالها بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی شاه از دنیا می رود
فرح یا نامزد اوستا به فرانسه می رود
در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده
و دچار عذاب وجدان می شود.
و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد.
اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می سراید:

شعر از مهرداد اوستا
با صدای عبدالحسین مختاباد

|
مهرداد اَوِستا (نام اصلی: محمدرضا رحمانی) (زاده ۲۰ بهمن ۱۳۰۸ بروجرد - مرگ: ۱۳۷۰ تهران) نویسنده و شاعر معاصر ایران بود. به دلیل سرودن قصیدههای فراوان، برخی وی را «پدر قصیده سرایی معاصر» نامیدهاند.[۱] برخی نیز اوستا را دومین قصیده سرای بزرگ معاصر پس از ملک الشعرای بهار میدانند.[۲] ژان پل سارتر از وی به عنوان «یکی از متفکران برجسته مشرق زمین» نام بردهاست.[نیازمند منبع] |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اوستا علاوه بر شاعری، در زمینه فلسفه، موسیقی و ادبیات فارسی نیز فعالیت داشت. وی بعد از انقلاب اسلامی دارای سمتهای مدیریتی در بخشهای آموزشی و فرهنگی بود. زندگی: محمدرضا رحمانی در سال ۲۰ بهمن ۱۳۰۸ هجری خورشیدی در خانوادهای که به شعر و ادبیات علاقه داشتند، در شهر بروجرد بدنیا آمد. پدر بزرگ مادری وی، شاعری خوش قریحه بود که در شعر رعنا تخلص میکرد [۳]. مهرداد استعداد فراوانی برای شعرگویی داشت به گونهای که از کلاس پنجم ابتدایی با تشویق معلمان خود به سرودن شعر پرداخت. شعرهای دوران نوجوانی وی کمتر به انتشار رسیدند. علت آن، تمایل وی به قصیدهسرایی بود که سنگینتر از نوع اشعار متداول آن روزگار بود. در سال ۱۳۲۰ و هنگامی که مهرداد نوجوانی دوازه ساله بود به همراه خانواده اش به تهران آمد و دوره دبیرستان خود را در یکی از دبیرستانهای شبانه این شهر به پایان رساند. وی تحصیلات دانشگاهی خود را از سال ۱۳۲۷ با ورود به
دانشکده (الهیات) دانشگاه تهران آغار کرد و ابتدا لیسانس گرفت و سپس با
ادامه دادن تحصیل، با مدرک فوق لیسانس در رشته فلسفه از این دانشگاه فارغ
التحصیل شد. از استادان وی میتوان به بدیع الزمان فروزانفر اشاره کرد. او در سالهای ۱۳۳۳ و ۱۳۴۵ دو بار ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر و سه دختر بود [۴]. در سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت سال ۱۳۷۰، در حالی که مشغول تصحیح شعری در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت بود دچار عارضه قلبی شد و درگذشت. مهرداد اوستا در قطعه هنرمندان در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد [۵]. فعالیتهای عملی: زندگی کاری مهرداد اوستا همزمان با ورود وی به دانشگاه
شروع شد. در سال ۱۳۲۷ وی به عنوان مسئول ساماندهی کتابخانهها و مقالات و
کتابهای ادبی در وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) مشغول به کار شد. در ادامه به
عنوان دبیر در چندین دبیرستان تهران به تدریس پرداخت. روزشمار زندگی مهرداد اوستا• ۲۰ بهمن ۱۳۰۸ هجری خورشیدی: مهرداد اوستا در بروجرد متولد شد. وی اشعاری در مبارزه با رژیم شاه داشت که میتوان به شعر زیر که در سال ۱۳۳۵ سروده بود اشاره کرد:
آثار مهرداد اوستا:
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
