|
گندمزار (مطالب و تصاویر جالب ،كتاب و...) این وبلاگ کشکولی از مطالب گوناگون است که در موضوعات وبلاگ معرفی شده است
| ||
|
چند داستان جالب
واسه بازی پرسپولیس و فولاد
رفته بودم استادیوم ، اخرای
بازی بود که یکی از دوربینهای
صدا سیما زوم کرده بود روی من
بیچاره و داشت زنده ، تصویرم
رو پخش میکرد!!
بازاریاب
یه
بازاریابِ جارو برقی درِ
یه خونه ای رو میزنه، و
تا خانمِ خونه در رو باز
میکنه قبل از اینکه حرفی
زده بشه، بازاریاب میپره
تو خونه و یه کیسه کود
گاوی رو روی فرش خالی
میکنه و میگه: اگه من
قادر به جمع کردن و تمیز
کردنِ همه ی اینها با این
جاروبرقی قدرتمند نباشم
حاضرم که تمامِ این گُـ
ــه ها رو بخورم!
خانوم
میگه: سُــسِ سفید میخوای
یا قرمز؟
بازاریاب: چــــرا؟
خانوم:
چند وقته برقِ خونه مون
قطعه ..!
"مستضعف"
اوایل ترم بود.صبح زود
بیدار شدم که برم دانشگاه.
چون عجله داشتم بجای 5000
تومنی یه پونصدی از کشوم
برداشتمو زدم بیرون.
زرنگی در حد لالیگا!!
اتفاق جالبی که در
اتوبان اصفهان رخ
داده: یک اصفهانی توی
اتوبان با سرعت 180
کیلو متر در ساعت می
رفته که پلیس با
دوربینش شکارش می کند
و ماشینش رو متوقف می
کند. پلیس میاد کنار
ماشین و میگه
گواهینامه و کارت
ماشین ! اصفهانی با
لهجه ی غلیظی میگه :من
گواهینامه ندارم.این
ماشینم مالی من نیست.
کارتا ایناشم پیشی من
نیست.
من صاحب ماشینا کشتم
ا جنازاشم انداختم تو
صندوق عقب.چاقوشم
صندلی عقب
گذاشتم.حالاوم داشتم
میرفتم از مرز فرار
کونم که شوما منو
گیریفتین.
مامور پلیس که حسابی
گیج شده بود بی سیم می
زنه به فرماندش و عین
قضیه رو گزارش میدهد
و در خواست کمک فوری
می کنه فرمانده اش هم
به او می گه که کاری
نکند تا او خودشو
برسونه.
فرمانده در اسرع وقت
خودشو به محل می
رسوند و به راننده
اصفهانی می گوید:
اقا گواهینامه؟
اصفهانی گواهینامه
اش رو از تو جیبش در
میاره و به فرمانده
می دهد. فرمانده می
گه اقا کارت
ماشین؟ اصفهانی کارت
ماشین که به نام خودش
بوده در میاره و می
دهد به فرمانده
فرمانده که روی صندوق
عقب چاقویی پیدا
نکرده عصبانی دستور
می دهد تا راننده در
صندوق عقب را باز کند.
اصفهانی در صندوق رو
باز می کند و فرمانده
می بینه که صندوق هم خالیست
.
فرمانده که حسابی گیج
شده بود به اصفهانی
میگه "پس این مامور
ما چی میگه؟"
اصفهانی می گوید :
چی میدونم والا جناب
سرهنگ.لابد الانم می
خواد بگه من 180 تا
سرعت می رفتم
موضوعات مرتبط: داستان كوتاه [ یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 22:4 ] [ اکبری ]
|
||