|
گندمزار (مطالب و تصاویر جالب ،كتاب و...) این وبلاگ کشکولی از مطالب گوناگون است که در موضوعات وبلاگ معرفی شده است
| ||
|
از کرامات شیخ
![]()
روزی مریدان شیخ را گفتند: دختران ما در امارات خريد و
فروش میشوند!
شیخ فرمود: ملالی نیست... شيوخ آنجا برادران مايند و تجارت با آنان حلال!!!
مریدان گفتند: سن فحشا به دوازده سال رسيد!!
شیخ فرمود: خیالی نیست... سن تكليف نه سال است!!!
مریدان گفتند: فقرا كليه هاشان تمام شد، قلبها را می فروشند!!
شیخ فرمود: اشکالی نیست... فقط ايمانشان را نفروشند!!!
مریدان گفتند:جوانان غرق اعتیاد و افیون و اکس شده اند!!
شیخ فرمود:مادام که در مجالس مختلط لهو و لعب نکنند ملالی نیست
!! !
مریدان گفتند:مردان سه جا کار می کنند و از مردی رفته اند اما
همچنان مقروض و بدهکارند!!
شیخ فرمود:هنوز از دوازده شب که به خانه میایند تا اذان صبح
زمان کافی برای نماز شب دارند پس اشکال وارد نیست!!!
مریدان گفتند:هر روز بر تعداد نوزادان سر راهی افزوده میشود !!
شیخ فرمود:بچه های بالای پنج سال را به پرورشگاههای محیطی
بفرستید تا در شیرخوارگاه آمنه جا گشاده گردد!!!
مریدان گفتند:از سوخت خراب وآلودگی هوا جوانان چپ و راست سکته
می کنند و کودکان سرطان خون گرفته اند!!
شیخ فرمود:دنیا را اعتبار نباشد . پشت سر وزارت نفت غیبت نکنید
!!!
مریدان گفتند: مردم از فقر و بدبختی و بی عدالتی افسرده و
گریان و نالانند !!
شیخ فرمود:مرحبا ! بسیار گریه کنید تا گناهانتان
آمرزیده شود !!!
ناگاه مریدی سبک عقل از آن پشت عربده زد:
وا مصیبتا... وا اسلاما!! در میدان ولیعصر دخترکان چند تار مو
بیرون همی زدندی...!!!!
شیخ خشمگين شد و کف بر دهان آورد و ناسزا و سقط گفت و هروله کنان براه افتاد و مریدان خشتکها از پا بکندندی و بر سر نیزه ها کردندی و زنجیرها و قمه ها و پنجه بوکسها برداشتندی و عربده کشان برای ارشاد به موقعیت اعزام شدندی موضوعات مرتبط: مطالب جالب [ شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ ] [ 14:23 ] [ اکبری ]
|
||